X
تبلیغات
ارواح

قطب روحی چه کسی است؟

یک قطب روحی مرکزیت روحی قوی است که  می تواند به صورت ارادی و با كنترل خود ارواح روحی را صید کند و یا ارواح را به دلیل اقتدار بالا و قدرت جاذبه  خود به صورت خودبه خودی  به مدار خود جذب کند و آنها را   تحت کنترل  خود قرار دهد .  به ارواحی که در مدار مرکزیت روحی قرار می گیرد و به اجرای قصد های او می پردازند ارواح کارگزار گفته می شود.  هر چقدر این مركزیت روحی قوی تر و بزرگتر باشد كارگزاران روحی  او بیشتر و قوی تر و بزرگترند. یك قطب روحی ممكن است هزاران كارگزار روحی داشته باشد كه هر گاه ضرورت باشد فعال می شوند و به میدان می آیند وی ممكن است چند كارگزار محدود اما بسیار توانا داشته باشد كه از صدها هزار كارگزار روحی قوی تر باشند.

بنابراین  از جمله عوامل موثر در جذب ارواح كارگزار بزرگی و اقتدار مرکزیت روحی  است که مانند یك كانون انرژی یا انرژی متمركز و فشرده قدرت جذب دارد مانند زمین كه قدرت جاذبه دارد.روحهای با اقتدار بالا مانند مغناطیس عمل می كنند وارواح را به صورت طبیعی به میدان خود جذب می نمایند.

نوشته شده توسط جلیلیان در ساعت 12:22 | لینک  | 

سلام

دو نفر از دوستانی که نظر گذاشتند منابع  اطلاعات را می خواستند. اول اینکه بخشی از اطلاعات در کتب متعارف و در بازار وجود دارد که  آدرس تعدادی از آنها را  می توانم بدهم و متاسفانه مشخصات کامل تعداد دیگری  از این کتب را   ثبت نکردم  که بتوانم آنها را درج کنم. ولی قسمت اصلی اطلاعات این وبلاگ مربوط به دانشی است که در کتب  متعارف وجود  ندارد. برای معرفی منبع این اطلاعات ناب برنامه ای دارم که اجازه بدهید در زمان خودش آنرا اعلام خواهم کرد.

در  موضوع ارتباط با ارواح دانشمندان بسیاری تحقیق کرده اند و در کتب مختلف  آمده است ولی یکی از بهترین و کاملترین آنها کتاب  ارتباط با ارواح- كارداك آلن -ناشر عطایی 1364 است . در کتاب انسان روح است نه جسد هر چند کتابی  قطور و قدیمی  است ولی  بررسی  تجربیات مدیوم های مشهور آن جالب است.  آدرس آن :رووف عبید -انسان روح است نه جسد- ترجمه زین العابدن کاظمی آذربایجانی ناشر دنیای کب 1362 می باشد.

تجربه مزرعه فایندهورن  مربوط به کتاب  جادوی فايندهورن- اثر هاوکن پل مترجم فرامرز جواهری نیا نشر بدیهه 1380  است.

 

در مجموعه کتب کاستاندا  مطالب جالبی در باره موجودات روحی بیان شده که  می توانید خلاصه مختصر آن را در کتاب شمنیزم – تولتک جلد اول   پیدا کنید که خلاصه دیدگاههای و تحلیل کتب کاستانداست. نویسنده این کتاب امیررضا الماسیان می باشد و ناشر آن نشر غزل می باشد.

دو کتاب به نام فرشتگان است که مطالب جالب و روانی در تعریف و معرفی فرشتگان دارد و همینطور داستانهای واقعی  تجربه افراد مختلف از ارواح و فرشتگان در آنها آمده است.

نوشته شده توسط جلیلیان در ساعت 16:58 | لینک  | 

بطور کلی روح یا ارواح  امواج شعوری- انرژیك  هستند كه به صورت جریانهای روحی یا سیاله های روحی قابل تشخیص هستند.

منظو ر از جریانهای روحی و سیاله های روحی چیست؟  بطور کلی روح یک جریان و یک سیاله است. ما می توانیم یک جریان یا یک سیاله را در شکلهای مختلف ماده ببینیم. مثلاً آب به عنوان یک ماده  تا حدودی حالت جریان یا  سیاله را دارد ولی بخار آب ویژگی جریان  و سیاله را بصورت کاملتری نشان می دهد. جریان برق نیز یک سیاله و جریان است. بادها نیز جریان و سیاله هستند که در واقع همان هوایی هستند که می دانیم دارای عناصر مختلفی است.  ویژگی سیاله و جریان در مورد  روح انسان هم صادق است. در مورد انسانهای زنده می توانیم بگوییم جریان روحی انسان در قالب جسم او محبوس گشته است. و با مرگ انسان جریان روحی از قالب جسم آزاد می گردد.  بنابراین روح  به بیان ساده امواج در جریان و در جرکتی  از جنس انرژی هوشمند می باشد. ولی نوع این انرژی با انرژی که در فیزیک می شناسیم متفاوت است و بسیار برتر و لطیف تر از انرژی فیزیکی می باشد که ویژگی مهم آن شعور و آگاهی است. ولی باز باید توجه کرد  سرعت  امواج روحی ، نوع انرژی ، نوع شعور و آگاهی ارواح و سایر مولفه ها در ارواح مختلف با یکدیگر متفاوت است. که ما می توانیم آنها را در دسته های ارواح انسان( زنده) ، ارواح مردگان ، جنیان ، ارواح طبیعت ، شیاطین ، ملائك   جای دهیم.  حال اگر جریانهای روحی منفی و بطور کلی ویرانگر باشند در طیف ارواح شیطانی قرار می گیرند و اگر مثبت  و خلاق باشند در طیف ارواح الهی قرار می گیرند.

نوشته شده توسط جلیلیان در ساعت 15:37 | لینک  | 

تجربیات مزرعه فایندهورن ؛ جراحی های روحی وکمکهای فرشتگان در واقع اسنادی معتبر از ارتباط با انواع موجودات روحی هستند که در مکاتب باطنی به عنوان حامیان روحی یا ارواح کارگزار شناخته شده هستند. بطور کلی ارواح كارگزار به نوع مشخصی از موجودات روحی محدود نمی شود بلكه همه موجودات روحی را از جمله فرشتگان ، جنیان ، ارواح انسانی و حتی ارواح شیطانی را شامل می شود. ارواح روحی محدود به دسته های فوق نیستند و در بین این جریانهای روحی طیفهای بسیاردیگری وجود دارند كه به شكلهای جرقه ، شعله ، سایه ، كلاغ و... دیده شده اند. هریك ازانواع ارواح به تناسب ساختار و نوع انرژی – آگاهی ، از قابلیتهای مختلفی برخوردار هستند. در یک تقسیم بندی کلی می توانیم انواع جریانهای روحی را به دو دسته اصلی تقسیم کنیم. اول جریانهای روحی خلاق ، مثبت والهی و دیگر جریانهای روحی ویرانگر و منفی . در راس جریان مثبت و خلاق روح الهی و در راس جریان منفی که همان طیف ارواح شیطانی است، شیطان قرار دارد.
نوشته شده توسط جلیلیان در ساعت 14:27 | لینک  | 

  

  اين واقعه در سالهاي دهه سي ميلادي رخ داده و چندين مرتبه در مجلات مختلف از جمله روزنامه گايد پوست و روزنامه انجمن برادري مرزهاي معنوي چاپ شد.

پروفسور اس. رالف هارلو داراي ليسانس از دانشگاه هاروارد – فوق ليسانس از دانشگاه كلمبيا – دكتراي الهيات از دانشگاه هارتفورد و طبق گفته خودش بعنوان  يك محقق از حدس و گمان دوري مي جويم. ايشان به همراه همسرشان ماريون در جنگلي قدم مي زدند آنروز صبح آنها بي اندازه شاد و آرام بودند و در ميان جملات كوتاهشان سكوت و آرامشي طولاني حكمفرما بود كه از پشت سرشان زمزمه صداهايي آهسته از دور به گوششان رسيد به عقب نگاه كردند با اين فكر كه كسان ديگري هم به غير از آنها به جنگل آمده اند ولي كسي را نديدند اما صدا ها هر لحظه نزديكتر مي شد بطوري كه آنها انتظار داشتند اشخاص ناشناس از آنها جلو بزنند اما ناگهان پي بردند كه صدا ها تنها از پشت سرشان نمي آيند بلكه از بالاي سرشان هم هستند. بنابراين سرشان را بلند كردند در حدود سه متر بالاتر و تقريباً در سمت چپ محلي كه آنها حضور داشتند گروه با شكوه و زيبايي از موجوداتي مليح و به راستي زيبا كه از نوعي درخشش و جمال معنوي برخوردار بودند در بالاي سرشان مشغول پرواز بودند. شش تا بودند، زنان جوان و زيبايي كه با لباس هايي گشاد و لطيف و سفيد رنگ با حالتي مشتاق و دقيق مشغول صحبت كردن بودند. صورتهاي آنها كاملاً واضح و روشن و قابل رويت بود. يكي از آنها كه اندكي مسن تر از بقيه بنظر مي رسيد بي اندازه زيبا رو بود و گيسوان تيره اش به عقب برده شده بود. او با قيافه اي متمركز مشغول صحبت كردن با فرشته اي جوان تر بود. فرشته جوان تر پشت به ما قرار داشت و با دقت به سخنان فرشته مسن تر گوش فرا مي داد و چهره اش را به طرف او اندكي بالا گرفته بود. نه پروفسور و نه همسرش قادر به درك سخنان آنها نبودند هر چند صدايشان به وضو ح به گوششان مي رسيد. آنها پرواز كنان از بالاي سر پروفسور و همسرش گذشتند و به راهشان ادامه دادند و كم كم صدايشان ضعيف تر و بعداز دقايقي بكلي خاموش شد اما هنوز صحنه در مقابل ديدگانشان قرار داشت. بعد آنها آنچه را كه ديده و شنيده بودند براي يكديگر تعريف كردند و متوجه شدند كه دستخوش تخيلات نشده اند و آن چيزهايي كه ديده بودند از هر لحاظ باهم مطابقت داشته است.

نوشته شده توسط جلیلیان در ساعت 3:35 | لینک  | 

فرشتگان:

لغت آنجلوس به يوناني به معني پيام آور است، و در فرهنگ لغات آكسفورد در مقابل واژه فرشته اين توضيح واضح و ساده به چشم مي خورد: پيام آوري الهي يا روحاني، موجودي روحاني كه از لحاظ قدرت و هوش مافوق انسان است، موجودي كه خادم و پيام آور مخصوص ذات بي همتاي الهي است.

ارواح بالدار  یا فرشتگان قسمتي از راز هر فرهنگ محسوب مي شوند. اقوام وايكينگ فرشتگان را والكيري ، يونانيان باستان آنها را حورا، ايرانيان باستان آنها را فرشته و در بعضي مواقع به آنها پري يا حوري نيز مي گفتند. هندوها به اين موجودات آپسارا مي گفتند. در افسانه هاي اوليه هندو اروپايي فرشتگان مي توانستند صاحب فرزند شوند، كودكاني در بغل آنها زاده مي شدند و در هنگام تولد پنج سال داشتند.

در آئين زرتشت، آئين بودا، و آئين تائو فرشتگان وجود دارند. حتي در انديشه هاي فلسفي آشوري ها و ساكنان بين النهرين ( عراق فعلي)  فرشتگان وجود دارند . جادوگران قبايل مختلف جهان نيز با فرشتگان و انواع موجودات بالداري كه اغلب به اشكال پرندگاني همچون عقاب يا كلاغ در مي آيند ارتباط هايي دارند.

ديونيزيوس فيلسوف قرن ششم ، نه نظام فرشتگان را نام گذاري كرده است. طبقه بندي او دقيق و واضح بود تا اواسط قرن هجدهم به عنوان مهم ترين مرجع تحقيق در مورد اين موجودات آسماني قلمداد مي شد.

بر سرير خداوند عالم، فرشتگان هيچ شكلي ندارند و بيشتر به صورت يك انرژي ناب يا نورهستند. بعضي از فرشتگان داراي نام هايي هستند مثل جبرئيل يا ميكائيل كه از طريق پيامبران الهي و قديسين از آنها آگاهي مي يابيم.

چهار فرشته اي كه در ارتباط نزديكي با زمين كار مي كنند عبارتند از:

1-      رافائيل: فرشته ي بزرگ و مقرب شفا ، سردسته فرشتگان نگهبان انسان ها محسوب مي شود. نام او به معني شفادهنده الهي يا خدا شفا مي دهد است. او نيروي خلاقيت و زيبايي را بيدار مي كند او به خصوص به امور مربوط به زائران مي پردازد يعني نه تنها مسافران را در بر مي گيرد، بلكه شامل زيارت هايي كه به سمت پروردگار عالم انجام مي پذيرند نيز هست. براي مسلمانان تجلي ديگري از رافائل فرشته مرگ عزرائيل است. گفته مي شود بدن اين فرشته سراسر پوشيده از چشم است و هر بار كه يكي از اين چشم ها مژه بر هم مي زند، موجود ي از دنيا مي رود .

2-      ميكائيل : فرشته بزرگ و مقرب حمايت و تعادل است. حضرت ميكائيل  فرمانده كل قواي لشكريان آسماني به شمار مي رود. نام او به معني شبيه خداوند است. اين فرشته مي تواند در آن واحد در سه عرش از هفت عرش الهي ظاهر شود. بنا به روايات  حضرت ميكائيل از برف خلق شده است.3

3-      جبرئيل: فرشته مقرب و بزرگ اميد، اشراق و عشق و سفير اعظم بشريت است. نام او به معني قهرمان خدا است. او فرشته وحي و الهام است. اين فرشته بسيار با شكوه است  . در آيين اسلام جبرئيل روح پرهيزگار است كه در شب قدر وحي الهي را به زبان فصيح عربي براي حضرت محمد (ص) به ارمغان آورد. اين فرشته در آئين مسيحيت فرشته رحم و شفقت نام گرفت و گفته مي شود كه او از آتش خلق شده است.

4-      آريل: فرشته مقرب كيميا گري و حامل نور دانش الهي و بصيرت به انسان هاست . او باعث  باز شدن دريچه ي ديد انسان ها به دنياي روحي مي شود و انسان را با ارتعاشات دنياي روحي هماهنگ  مي سازد. نام او به معني نور خدا است .

حضرت اسرافيل ، فرشته سوزان فرشته روز رستاخيز است. او به هزاران لهجه و زبان مختلف عالم ، و با هزاران زبان كه از دهانش بيرون مي آيد، به تجليل از شكوه و عظمت خداوند عالم مي پردازد.  او فرشته موسيقي نيز هست و شيپور يا صورش به شكل شاخ حيوانات است.

 

فرشتگان  به كمك ما مي آيند، ما را نجات مي دهند و لبريز از آرامش و خونسردي مي كند. آنها پيامهايي اميدوار كننده و محبت آميز براي ما مي آورند. آنها ما را راهنمايي مي كنند، به ما آموزش مي دهند، دعاهاي ما را اجابت مي كنند، آنها پيام هاي خود ر در رويا و دعا به گوش ما مي رسانند و سرانجام ما را در مسير مرگ هدايت مي كنند. اما هميشه و در همه احوال در خدمت پروردگار عالم هستي هستند. آنها هر گز در اختيار خود نيستند.

 

داستان هوارد

هوارد گوردي  که دوران كودكي سختي را كه در يكي از مناطق روستايي ايالت ميسوري سپري كرده بود از طرف فرشتگان به او آنقدر عشق و حمايت داده  شد تا  قادر گشت  ناملايمات خانوادگي را تحمل كند. او  از سن پنج سالگي اغلب مورد كتك و آزار خانواده خود از جمله پدر و مادر و دو برادر بزرگش قرار مي گرفت . يك بار در سن 11 سالگي از پدرش به سختي با شلاق كتك خورده  و بيهوش به روي زمين كنار انبار ذرت افتاده بود. وقتي بهوش آمد هوا تاريك شده  و ستارگان در آسمان دیده می شد . به گريه مي افتد و از ته دل آرزو مي كند كه ايكاش بميرد و به آسمان برود. بر اثر ضربات شلاق بدنش به سختي كوفته بود و درد مي كرد از ترس اينكه اگر به اتاق برود ممكن است مورد كتك برادرانش قرار بگيرد در همانجا مي ماند و شروع مي كند به دعا خواندن كه خدا يكي از فرشتگانش را بفرستد كه جان او را بگيرد و نزد خود ببرد.  ناگهان متوجه مي شود كه هفت ستاره غير معمولي در آسمان مي چرخند و به او نزديك  مي شوند. آنها در فاصله بيست متري درختان سيب ايستادند و همانطور كه به زمين نزديك مي شدند به سمت او حركت كردند. آنها تبديل به هفت موجود نوراني شدند و گرد هوارد  حلقه زدند. او كماكان روي زمين دراز كشيده بود و حركتي نمي كرد. به نظر نمي آمد كه آنها راه بروند . در حقيقت آنها در فاصله كمي با زمين شناور بودند.  آنها موسيقي عجيبي را زمزمه مي كردند. گويي فرشتگان در بهشت آواز مي خواندند . بعد هوارد متوجه مي شود كه ديگر دردي در بدن كوفته اش احساس نمي كند. فرشتگان بعداز شفاي درد تصويرهايي را به ذهن او القا مي كنند . تصاويري فيلم مانند با جنبه روحاني و مذهبي و پراز شادي. بعد بخواب مي رود صبح كه بيدار مي شود احساس بسيار مطبوعي  داشته و خود مي گويد آن شب فرشتگان بدن و روحم را شفا داده بودند.

نوشته شده توسط جلیلیان در ساعت 15:39 | لینک  | 

 در ارتباط با  دخالت و کمک ارواح تحقیقاتی در دانش متعارف وجود دارد که به عنوان  ارائه اسناد در اثبات وجود ارواح و دخالت آنها روشن کننده موضوع  هستند.  جراحی روحی ، از جمله درمانهای قطعی است که با کمک ارواح صورت می گیرد و در مورد آنها تحقیقات مفصلی صورت گرفته است.

جراحی روحی و درمان با كمك ارواح راهنما

 

عمل جراحي روحي پديده ايست كه علم هنوز از توضيح آن عاجز است و در ارتباط با ارواح صورت مي پذيرد.  اين پديده نخستين پديده اي است كه تمامي جهان به آن دسترسي دارند فقط كافي است بليطي براي سفر به مانيل خريده شود تا از نزديك  شاهد  صدها جراحي روحي قرار گرفت. اين عمل جراحي توسط شفا دهنده و معمولاً بدون هيچ وسيله برنده و در مواردي توسط چاقو و بدون وسيله بيهوشي انجام مي شود. شفا دهنده اغلب با دست محل مورد نظر را ماساژ شديد مي دهد و انگشت خود را بدون ايجاد هيچ بريدگي به درون پوست شكم بيمار فرو مي برد. بافت بيمار را بيرون مي آورد و بعد از انجام اعمال درماني كه شباهتي با جراحي هاي متعارف ندارد و با كشيدن دست بر شكم بيمار  عمل جراحي پايان مي يابد. در اين جراحي هيچ گونه جاي جراحت و زخم در بدن بيمار باقي نمي ماند. در مورد جراحی های روحی تحقیقات مفصلی  توسط تیمها و هیئتهای علمی مختلف انجام و از آنها فیلمبرداری شده است . از جمله این هیتئها  ، تیم آندريا پوهاريچ و دیگری متعلق به دکتر لیال واتسن است. در اینجا به معرفی سه درمانگر روحی می پردازیم:

آريگو: خوزه دو فریتاس ملقب به آریگو به عنوان جراح روحي در برزيل  شناخته شده است . او معمولاً  با  چاقوهاي آشپزخانه قيچي هاي معمولي و در شرايط كاملاً عفوني  به انجام اعمال جراحي مبادرت مي ورزيد. كارهاي  جراحي روحي  وي توسط اندريا پوهاريچ  مورد مشاهده و بررسي قرار گرفته است.

 در زمينه تشخيص طبي، سريع ترين سنجشي كه تا كنون انجام شده مربوط به آريگوست. وی که در سال 1971 در گذشت  در 15 سال آخر عمر خود، به تنهايي بيش از دو ميليون نفر را تحت درمان قرار داد.

هر روز هزاران بيمار در شهر كوچك كنگونهاس دوكامپو از برابر آريگو به آهستگي مي گذشتند و وي که روي صندلي و پشت ميزي نشسته بود  با انداختن نيم نگاهي به هر يك از بيماران به سرعت روي بريده كاغذ چيزي مي نوشت.  اين بريده هاي كاغذ شرح كامل داروها به زبان پرتقالي يا آلماني  بود و وقتي كه توسط پزشكان ديگر مورد بررسي قرار گرفت ، معلوم شد كه اين داروها کاملاً مناسب حال بيماران بوده است. آندريا پوهاريچ متخصص اعصاب در سال 1968 به همراه 6 پزشك و 8 دانشمند به تحقيق در باب آريگو پرداختند. ايشان 1000 بيمار را از برابر آريگو گذراندند. آريگو بدون لمس اين افراد  به طور متوسط با صرف زماني يك دقيقه براي هر بيمار  1000 مورد تشخيص بسيار اختصاصي بيان داشت و براي هر مورد درمان مناسبي نيز پيشنهاد نمود. در مورد بيماري ها، پوهاريچ كه 550 مورد را مي توانست تشخيص دهد گفت كه آريگو حتي يك مورد اشتباه نداشته است ولي در مورد 450 بيماري ديگر گروه پزشكان خود از درمان صحيح اطلاعي نداشتند.

هنگاميكه از آريگو پرسيده شد اين كارها را چگونه انجام مي هد، وي پاسخ داد كه صدايي در گوش راستم به سخن در مي آيد . او اين دستيار نامرئي خود را پزشكي آلماني به نام دكتر فريتر مي دانست كه به سال 1918 در استوني در گذشته بود. گفته شده است كه اين پزشك نيز در صورت لزوم و به عنوان نظر مشورتي از ارواح يك جراح ژاپني و يك متخصص فرانسوي استفاده مي كرد.

خوزه مركادو : از قدرت مشابهي استفاده مي كند و اين قدرت را تزريقات روحي  مي نامد. او بيماران خود را در كنار يكي از ديواره هاي درمانگاه خود به خط مي كند و بدون آن كه چيزي در دستانش باشد از جلوي بيماران عبور مي كند و مانند يك پسر كوچك كه دوستانش را با سلاح ليزري نامرئي هدف قرار مي دهد با انگشتش حركاتي انجام مي دهد. هر يك از بيماران در آن قسمت  بدن احساس سوزش مي كنند و در بسياري از آنها يك لكه خون از محل گزش به بيرون تراوش مي كند. دكتر ليال واتسن دو بار در كنار بيماران به خط شد و مورد اين اصابت نامرئي قرار گرفت و در بازوي خود  درد موضعي را حس كرد . در بار دوم وي يك پوشش لايه دار از جنس پلي اتيلن با چهار لايه ضخيم روي بازوي خود بست وي خوني را كه از محل گزش بيرون زده بود را روي تيغه شيشه اي جمع كرده و 5 دقيقه بعد محل گزش را فشار داده و يك قطره ديگر به منظور مقايسه  را به دست آورده و هر دو نمونه خون را آزمايش كرده . خون اول كاملاً غريبه بود و حتي خون انسان هم نبود گويچه هاي قرمز اين خون هسته دار بودند ولي خون دوم مربوط به خود دكتر واتسن بود.

ويرجيليو: وير جيليو پسر دهقان ساده اي بود و از دوران كودكي با ارواح در تماس بود. در سن 18 سالگي هنگامي كه تازه به دانشگاه رفته بود  از طرف روح مقدسي برايش تكليف شد كه درس را رها كند و به خدمت مردم بپردازد  او در همان سال ها اجازه يافت كه به جراحي بيماران مشغول شود. او تمام مراحل جراحي را از طريق ارواح انجام  ميداد و از طريق آنها نوع بيماري به ا و الهام مي شد و دستور  مي گرفت كه كدام قسمت از بدن را جراحي نمايد. براي جراحي ، انگشتانش را به كار مي برد و روح از طريق او بدن بيمار را مي شكافت و بعداز پايان كار محل بريدگي را ترميم مي نمود.

 

نوشته شده توسط جلیلیان در ساعت 20:12 | لینک  | 

 

 یکی از تحقیقات جالبی که در ارتباط با ارواح وجود دارد و می تواند درک   ارواح  را از جنبه هایی   توضیح دهد  تجربیات و تحقیقات در مزرعه فایندهورن   Findhorn است:  

پیتر و ایلین كدی  Peter and Eileen Caddy بنیانگذاران جمعیت فایندهورن در اسكاتلند بودند.  پیتر به همراه ایلین و منشی خوددر منطقه ای بی آب و علف و در معرض بادهای سرد  در خلیخ فایندهورن در شمال اسكاتلند برای تامین غذا به سبزیکاری پرداختند. آنها از طریق ارتباط با ارواح فرشته ای و ارواح طبیعت و با کمک  آنها توانستند سبزیها و  گیاهان افسانه ای پرورش دهند: کلم های 18 کیلویی،کلم قرمزهای 27 کیلویی، گل های زبان در قفای 5/2 متری و گل های سرخ شکوفا در برف، هویجهای بیش از اندازه بزرگ و گوجه فرنگی های روییده در خارج از فصل.  وقتی انجمن خاك شناسی انگلیس خاك را آزمایش كرد متوجه شد كه بیشتر آن از ماسه تشكیل شده، از این رو از نظر كشاورزی مرده است و كشت هر محصولی در آن قاعدتاً نباید ممكن باشد.

آنها كه تا سالها راز خود را از مردم پنهان داشته بودند  اظهار داشتند كه كار خود را همراه با مراقبه روزانه و هماهنگي با دواها يا ارواح فرشته اي و ارتباط با جن ها، پریان، کوتوله ها وساير ارواح طبیعت مانند ارواح باران و...،كه به قلمرو گياهان وحيوانات هستي و حيات مي بخشند، انجام مي دادند. ايلين بر اين باور بودكه در طي مراقبه خداوند او را راهنمايي هاي ويژه اي مي كرد كه سپس آن را به طور گروهي به كار مي بستند.

نتايج كار واقعاً معجزه آفرين بود 65 گونه سبزیجات، 42 گونه گیاه دارویی و 21 نوع میوه آنهم در شرايطي كه امكان رشد هيچ گياهي وجود ندارد. معجزه فايندهورن  منجر به اين شد كه صدها نفر از مردم كنجكاو به آنجا هجوم آورند تا از نزديك شاهد همه چيز باشند. بسيار ي از آنان در صدد اقامت بر آمدند و از اين آغاز كوچك ، جمعيت فايندهورن كه اكنون در سراسر دنيا مشهور است، شكل گرفت. 

پیتر کدی تا کنون در زندگی اش هرگز باغبانی نکرده بود. این باغ را محصول همکاری و پیوندش با گروه ایزدان، ارواح طبیعت، جن ها، پری ها و " پان "  نسبت می دهد.

دوروتي مك لين در برقراري ارتباط با موجودات آسماني نبوغي عجيب داشت و همراه با پيتر و ايلين ، فایندهورن را برپا داشت و توانست اولین ارتباط را با دِواها برقرار کند و به رویش گیاهان باغ، سرعت و  عمق ببخشد. دوروتی توانست به رده کاملاً تازه ای از آگاهی راه پیدا کند و درضمن ارتیاط ویژه ای نیز با روح گیاهان به طور خاص( مثلاً یک نخود) برقرار کرد: موجودی مثالی که مسئول شکل و رویش گونه ای گیاهی بود.  

و بالاخره رابرت کرامبی که گاه او را به نام " روک" می شناسند. او در سال 1966 به باغ آمد و  ارتباطی شگفت آور با " پان" و سایر ارواح طبیعی برقرار ساخت.

پان: (  Pan )

واژۀ پان به معنی همه و همه جا است. پان نیرویی جهانی و توانمایه ای کیهانی است که به گونۀ پیوسته در همه جای طبیعت یافت می شود. او می تواند همزمان در بسیاری از جاهای گوناگون و با شخصیت های گوناگون پدیدار شود و او را نمی بایست محدود به گوشه ای از طبیعت کرد.

جن ها

روک که توانسته بود با جن ها و پان ارتباط برقرار کند، آنها را چنین توصیف می کند:

" یک بار از گوشه چشمم دیدم  چیزی می جنبد. نگاه کردم و دیدم پیرامون درختی در 25 متری ام، پیکری در حال رقصیدن است. پیکر زیبایی بود و نزدیک 90 سانتی متر بلندی داشت. پاهایی پشمالو، سمی شکافته چانه و گوش هایی نوک تیز  و دو شاخ کوچک روی پیشانی اش داشت. روی سر و پاهایش موهایی قهوه ای داشت و چشمانش قهوه ای و تاریک می نمودند و پوستش به عسلی روشن می زد. او گرد درخت پایکوبی و جفتک پرانی می کرد و دستهایش را تکان می داد. به من گفت که در باغی زندگی می کند و کارش این است که به رویش درختان کمک کند. سپس گفت که پریان طبیعت، علاقه به انسان ها را از دست داده اند زیرا احساس می کنند که دیگر نه کسی آنها را باور می کند و نه کسی می خواهدشان. او می اندیشید که انسان ها باید تهی مغز باشند که بپندارند بدون پریان طبیعت می توانند کارهایشان را پیش ببرند.

 

فرشته نواحی زمین : ( Landscape Angle)

موجودی که نگهبان کل ناحیۀ جغرافیایی یک منطقه است. او به دوروتی گفت که چنانچه انسان به بُعد تازه ای از همکاری و هماهنگی با ارواح نگاهبان باغ راه پیدا کند، می تواند شگفتی های زیادی بیافریند. او دستورهای دقیقی برای آماده سازی خاک، خاک برگ و آماده سازی گیاهان داد.

فرشته نواحی زمین، سخن گوی همۀ دواها بود و به پرسش ها پاسخ می داد. او به همه دست اندر کاران باغ گفت که باارزش ترین کاری که می توانند انجام دهند اینست که پرتو مهر و محبت و ستایش شان را به گیاهان باغ بتابانند و بدین شیوه در آفرینش باغ، نقش بازی کنند.

هر باغبانی ناخودآگاه از این طریق به گیاهانش یاری می رساند اما کسانی که آگاهانه این کار را انجام دهند، می توانند کمک بسیار بیشتری باشند. برخی ازانسان ها می تواندن رویش گیاهان را برانگیزند در حالی که برخی دیگر اثر منفی داشته و نیروهای گیاهان را به خود می کشند. شادمانی اثر  خوبی روی گیاهان می گذارد و کودکان در حال بازی هم همین اثر را دارند.

ارواح طبیعت( به طور کلی)

حالت اساسي و بنیادین ارواح طبیعت  " کالبد نورانی "  است. توضیح آن با واژه ها آسان نیست؛ چیزی است مانند بخار، مثل مه لطیف، چرخه یا گردابی از انرژی که پیوسته جنبش و رنگ دارد و گاهی با یک رنگ و گاهی با دو یا بیشمار رنگ می درخشد. این کالبدهای نورانی، درخشندگی و اندازه گوناگونی دارند و درخشش آنها از سایه های کم رنگ گرفته تا رنگ های روشن، متفاوت است.

آنها همگی زیبا، پاک و پر فروغند و درخششی درونی دارند. آنها را می توان چون چرخه هایی از انرژی _

اما همراه با هوشمندی_ به شمار آورد. این بدن های نورانی را می توان دید و با آنها ارتباط پیدا کرد.

کار آنها با پهنه های زیستی و کانی هاست. کار آنها نقشی شکل دهنده دارد، آنها انرژی فرو فرستاده از سوی دواها برای گیاهان را می گیرند و این توانمایه را با رویش گیاه آمیخته و قالب دهی می کنند. نیرویی که ارواح طبیعت به سوی گیاهان گذر می دهند، «نیروی  حیاتی» است. به زبان دیگر، نیرویی است که برای زندگی، لازم است.   

نوشته شده توسط جلیلیان در ساعت 12:29 | لینک  | 

به نام خدا

 

چقدر درباره  موجودات روحي و ارواح مي دانيد؟

منظورم شركت در جلسات احضار ارواح و تماس با ارواح مردگان نيست!

منظورم  بطور كلي موجودات روحي و انرژيك است.

منظورم  ارواح كارگزار است. آيا از صيد ارواح و كنترل آنها خبري شنيده ايد؟  

     شيوه زندگي ماشيني  و زندگي بدور از طبيعت  باعث گشته كه حواس باطني ما حساسيت خود را ازدست داده و در حالت انفعال قرار بگيرد. در حال حاضر  اكثر ما انسانها قدرت درك مستقيم  موجودات روحي را از دست داده ايم. و اين در حاليست كه ما و دنيايمان در احاطه غيب و موجودات روحي قرار داريم.  از زمان خلقت هستي ارواح در خدمت خداوند بوده اند و تا كنون خدمتگزاري ارواح به خداوند و انسانها ادامه دارد. براي مثال در قرآن خداوند از ملائك مقرب جبرئيل  و از فرشتگان مانند   فرشتگاني كه تدبير امور مي كنند  ياد كرده است. همينطوراز ارواح طبيعت كه وظيفه حيات بخشيدن به زمين و روياندن گياهان را بعهده دارند و يا ارواح حافظ آسمان ، ارواحي كه بلاها را ايجاد مي كنند ، ارواحي كه به كمك مومنان مي آيند و... صحبت شده است.  داستانهاي واقعي بسياري  هم وجود دارد كه موجودات روحي درشرايط مختلف از جمله مواقع بحراني به كمك انسانها آمده اند و آنها را ياري كرده اند يا از خطرات حتمي نجات داده اند.

ولي در كنار وظايف  ارواح در تدبير امور هستي و خدماتي كه ارواح براي انسانها انجام مي دهند،  انسانها مي توانند ارواح را بكار بگيرند و از امكانات آنها استفاده كنند.  مي توان ارواح را صيد كرد و آنها را تحت كنترل خود قرار داد و از خدمات آنها  بهره برد. اين امكان در مكاتب باطني آنچنان تخصصي  و قانونمند است كه به صورت يك سيستم و نظام باطني  در جهت فعال سازي روح انسان و تحقق خواسته ها و قصد ها بكار مي رود. ارواحي كه صيد شده و به كار گرفته مي شوند  به عنوان حاميان روحي شناخته  و به نام  « ارواح كارگزار »   ناميده مي شوند.  و فردي كه قادر باشد يعني از توان روحي بسيار بالايي برخوردار باشد كه بتواند ارواح كارگزار قدرتمند و يا تعداد بالايي از ارواح را  در خدمت خود بگيرد « قطب » ناميده مي شود.

مثال  بسيار آشناي يك قطب قدرتمند حضرت سليمان است. حضرت سليمان  انواع بسياري از ارواح كارگزار را در اختيار خود داشت كه برايش كارهاي زيادي انجام  مي دادند. براي مثال حضرت سليمان از قدرتي برخوردار بود كه مي توانست علاوه بر فرشتگان ، موكلان ، ارواح انسانها بر شياطين و ديوها  هم فرمان براند. حتي بادها هم در كنترل و خدمت او بودند.

نكته قابل ذكر اينكه چنين امكاني به تاريخ نپيوسته و در عصر حاضر نيز از سيستم واسطه هاي روحي در مكاتب باطني   استفاده مي شود  و از امكان ارواح كارگزار به شكلهاي مختلف سود برده مي شود. ولي  موضوع  در باره قطب بسيار بزرگ  كمي متفاوت است.  انسانهاي بسيار قدرتمند از نوادر هستند که حضور آنها در هر دوره و عصري تكرار مي شود و بلاخره زمين از وجود بزرگان خالي نمي ماند.

پژوهشگر: جليليان  

 

نوشته شده توسط جلیلیان در ساعت 19:17 | لینک  |